جليل عرفان منش

29

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

بصره در مسير مخالف راه قادسيّه به بصره است . « 49 » علاوه بر آن اگر توقف حضرت را در قادسيّه يعنى در پانزده ميلى كوفه بپذيريم اين موضوع با توقف امام و يا گذر ايشان از نباج كاملا متضادّ است ، زيرا چنانچه فردى بخواهد از مكّه و يا مدينه به سوى قادسيّه و از آنجا به سمت نباج برود ، لازم است راهى را كه به قادسيه آمده بازگردد و از معدن نقره و يا هر راه ديگرى وارد نباج و سپس بصره شود . با اين اوصاف نكته‌اى كه احتمال توقف حضرت را در نباج نسبت به قادسيّه قوّت مىبخشد ، صراحت گزارش ابى حبيب نباجى است كه مىگويد : ورود حضرت به نباج زمانى بود كه ايشان از مدينه عازم خراسان بودند ، در حالى كه اين صراحت در گزارش بزنطى به چشم نمىخورد و از آنچه وى از امام رضا عليه السّلام در قادسيّه مىپرسد نمىتوان به اين نتيجه رسيد كه توقف امام عليه السّلام در قادسيه مربوط به سفرى است كه حضرت به سوى خراسان رهسپار بوده است . « 50 » پاره‌اى از مورّخان جديد بدون توجه به جغرافياى تاريخى هجرت امام على بن موسى الرضا عليه السّلام از مدينه به مرو و همچنين بىتوجه به خط سيرى كه مأمون تعيين كرده بود و تأكيدات او مبنى بر اين كه حضرت را از طريق بصره و فارس به خراسان حركت دهند و نه از كوفه و قم ، به گونه‌اى غير مستند و مستدل عبور حضرت را از مسير شهرهاى كوفه و قم ذكر كرده‌اند . در اينجا لازم است اطلاعاتى دربارهء اين دو شهر و همچنين شهر بغداد كه قهرا در مسير راه كوفه به ايالت جبال و قم واقع مىشود براى بررسى تطبيقى نظريات اين دسته از تذكره‌نويسان ارائه شود . تحفة الرضوية مىنويسد : هنگامى كه حضرت رضا عليه السّلام از مدينه به طرف خراسان حركت كرد ، به شهر بغداد وارد شد . در آنجا مردى حمّامى ، رجب نام از شيعيان با

--> ( 49 ) - ر . ك . به : يادداشت شمارهء 3 ( مسافات و منازل راه قادسيه تا بصره ) . ( 50 ) - در متن روايت بزنطى آمده بود : « از هنگامى كه من اين سؤال را از پدرتان كردم دو سال مىگذرد » با توجه به اين كه شهادت امام موسى كاظم عليه السّلام در سال 173 ه ق است ، و با صرف‌نظر از مدت زمانى را كه حضرت در آخرين زندان هارون سپرى كرد ، اين سخن با سال هجرت امام رضا عليه السّلام كه 200 ه ق مىباشد سازش ندارد و چندان اطمينانى به نظريهء مسند الامام الرضا عليه السّلام مبنى بر توقف حضرت در قادسيه با استناد به روايت بزنطى حاصل نمىشود .